داستان مجید کریم زاده، روایت فردی است که برای پیشرفت و رسیدن به موفقیت تلاش می کند و خسته نمیشود، جسور است و مسیر های متفاوتی را برای رسیدن به اهدافش میپیماید او از کارهای فنی تا بازیگری و ورزش ها رزمی و حتی کارگری را تجربه می کند. در مسیر پرپیچ خم زندگی زمانی به دلیل نبودن شرایط درروستا درس خود را نصفه رها کرده و زمان دیگری از سر میگیرد تا به دانشگاه وارد میشود، درزمینه فعالیت های هنری اقدام میکند و در نهایت به دلیل اینکه درآمد کافی ندارد مجبور می شود که از شهر به روستا بازگردد؛ باهمه این فراز و فرود ها عمیقا معتقد است که امکان پیشرفت وجود دارد و با همین کسب تجارب است که مسیر های جدید باز میشود و در نهایت به جایی میرسد که کسب و کار خود را راه می اندازد.